راننده تاکسی


امروز ۲ نفر بخاطزه من دعواشون شده بود


ﻫﺮﺩﻭﺷﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﻣﻨﻮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ


ﺍﺻﻦ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﻡ ﺟﻤﻊ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﻣﻬﻢ ﺑﺎﺷﻢ :


ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻋﻮﺍ ﺑﯿﻦ ۲ ﺗﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩ ﻭﺍسم اصلا مهم

نیست



/ 26 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستایش

وای عالی بود،ممنون...[نیشخند][گل]

ستایش

وای عالی بود،ممنون...[نیشخند][گل]

خسرو پیری

زنــدگــی‌ همـیــن اســت هر خـاطـره ، غـروبــی دارد هر غـــروبــی ، خـاطــره ای و ما جایی‌ بینِ امـیـد و انتظـار چشم می‌کشیم تا روزگارمان بگذرد گاهی‌ هم فرقی نمی کند چگونه ؛ فقط بگذرد ....[گل][گل] از حضور گرمتون ممنونم . [گل][گل]

j.raks

چطوري عسلي [قلب]

j.raks

منتظرتم دوست جون [تایید]

شادی

يه رفيق دارم اونقدر دماغش گنده اس که . . . . وقتي کنارم ميشينه تنگي نفس ميگيرم آخه همه اکسيژن اطرافش رو مثل هود ميکشه!!

محمدسروش

به نظر میرسه در عین مهربون بودن غم بزرگی رو با خودت حمل میکنی ابجی [گل]